-
ناتمامی
سهشنبه 30 تیر 1405 18:18
هنوز نتوانستهام از خانه قبلی _مشق مدارا_ تماما دل بکَنَم. از جنابgpt کمک گرفتم تکهای از شاعرانگیهای گذشتهام را اینجا پناه بدهم و آن طرف روزمرگیهایم را. مجموعه شعر " از خودت بـگو" نشر سوره مهر.
-
از غربتی به غربت دیگر
پنجشنبه 28 خرداد 1405 15:03
"در نهایت، سکوت نه شکست بود، نه پذیرش. فقط پایان گفتوگو با جهانی بود که هیچوقت گوش نمیداد." بسیار ممنونم از تولستوی عزیز و همکیشان اندیشمندش که واژگانشان تسکین محض است؛ که زیستنی اینگونه را برای ما قابل تحمل کردند و بر تابآوریمان افزودند.
-
دیباچه
پنجشنبه 14 اسفند 1404 01:00
• در این دو ماه فقط از ادبیات حماسی گفتم و چه سخت گذشت کلاسهای ملتهب با دختران ترسزده و لبریز از سوال. شاهنامه را کنار دستم گذاشتم و دیباچه نوین را، و مورچهوار قدم برداشتم. حالا از فردا به اجبار کلاس آنلاین داریم و در نهایت ناامیدی باید از امید سبزشدن دوباره بگویم. اینکه " فرض کن که موشکا ستارهن/ که ما تو...
-
چو بربندند، بگشایند
دوشنبه 29 دی 1404 11:11
همکاری و همراهی بلاگفا، یکی بود و اغلب نبوده. با اینکه به اون خونه دنج عادت کرده بودم اما وقت جابجایی رسیده. احتمالا بعد از این فقط همینجا بنویسم.
-
Daddy's home
سهشنبه 22 آذر 1401 18:34
?Mommy? when's Daddy getting here_ .soon very soon_ .The wars over...no more worrying !Mom look the boats here_ .A ladder dropped down. Eventually every one was unloaded. her husband Peter came ashore .the lieutenant said _sign here .Betty stood embracing the coffin RAFAEL TOBAR